سوال
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٩   کلمات کلیدی:

داشتم به سفر سه روزه به اصفهان فکر می کردم. دو هفته پیش رفتیم. خونوادگی. توریست هایی که دیدم یه ویژگی مشترک داشتن و اون مسن بودن اکثرشون بود . یادمه سر درس صنعت جهانگردی وقتی توریست هایی رو که به ایران میان دسته بندی می کردیم گفته شد« اکثرا پول بازنشستگی شون رو می گیرن و زاه می افتن دور دنیا رو می گردن. و این که امنیت مهم ترین عاملیه که اونا رو به جایی می کشونه یا از جایی فراری می ده.» با توجه به اینکه آمارها میگن توریست هایی که به ایران میان حدودا صد و خرده ای هزار نفرن ، به نظرتون ما در جذب این پیرمرد پیرزن خارجی ها چقده موفق بودیم. 


 
دوست جون من
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٧   کلمات کلیدی:

 

چیست این سلول

چیست این دیوارهای پست بی‌روزن

جز برای یک دو روزی بیش

پایداری‌های لرزان در مسیر سیل

سیل بنیان‌کن

...

آی ای چشمان خون‌پالا

پشت این شب

این شب فرتوت

صبح مردم

صبح بیداری‌ست

 

اینو از دوستم الف میم دزدیدم اگه می خواید باهاش دوست شید ، لینک کوچه ی بی دار و درخت رو ببینید.

 

 

 

 


 
من چهره ام گرفته
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٩   کلمات کلیدی:

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

با قایقم نشسته به خشکی

فریاد می زنم :

وامانده در عذابم اندخته است

در راه پر مخافت این ساحل خراب

و فاصله است آب

امدادی ای رفیقان با من!

                                                             نیما ،«قایق»

   در نتیجه شاعر خوب آن کسی باشد که همه ی فرضها را در پیش پای ما بگذارد تا ما پس از زحمات زیاد به حل آن نائل آییم و دل بدین شادمانی کاذب خوش کنیم .

   سخن آخر اینکه سمبل در شعر همیشه هیچ گاه خواننده ی بردبار را قانع نمی کند ، همیشه چیزی دارد ناملموس و دور از دسترس و محتاج کشف .


 
فوران نوستالزیک
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٩   کلمات کلیدی:

لاله زار ، کاش ، می تونسیم همیشه بچه بمونیم

عمو زنجیر بافو بازم توی کوچه هات بخونیم

لیموناد شیشه ای دو زار ، لواشک برگی یه شاهی

بابا نون نداد نوشتن توی دفترای کاهی .