شهر قصه
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳٠   کلمات کلیدی:

http://www.facebook.com/home.php#!/paymanfotovat


 
امید
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥   کلمات کلیدی:

اگر نبود امیدی

چرا کلاغ هنوز به روی چنار خشک

به یادبود بهاری که یک جوانه نزد

برای کودک خود آشیانه می سازد؟

                                                       سیاوش کسرایی


 
سلام
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥   کلمات کلیدی:

ما که رفتیم. شما هم بلند شید از پای کامپیوتراتون. جون هر کی دوست دارید از خواب خرگوشی خود خواسته بلند شین. دو روز دیگه وقتی همه چی تموم شد و اوضاع بدتر شد چشماتون رو باز می کنین و می بینین خونه تون روی آبه. خودتون هم بود و نبودتون فایده ای نداره. بیاین مرد باشیم و رو حرفمون بایستیم. به امید موفقیت.


 
نمی توانم های من
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٩   کلمات کلیدی:

   دلم برای خودم که سردم شده دیگر نمی سوزد. مگر خونم از مال نازنین رنگین تر است. خجالت می کشم و سرم را وقیحانه پایین می اندازم و فکر می کنم به کارهایی که نمی دانم چیست ولی می دانم باید انجامشان دهم.

   مانی را هم که خیلی دوستش دارم نمی توانم حتی برای تسلیت گفتن بهش کلمه ای  پیدا کنم. مانی جونم امیدوارم بتونی خودتو آروم کنی. موفق باش.