شنگولستان
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٢   کلمات کلیدی:

   یک دو سه روز. سه روز از آزادی کاملم می گذرد و من آنقدر شادم و آنقدر سبک بال که خدا می داند. از خوشی نمی دانم چطور وقتم را که آزاد شده بگذرانم. امروز که کارم تمام شود می روم مهمانی بازی. هفته ی بعد هم میروم سراغ رفیق هام و  تو سر و کله ی هم می زنیم و بعد هم عروسی دوست دیگری ست و تیر ماه خوبی خوبی خواهم داشت البته اگر مملکت به سامان باشد و جهان به کام همه. دستم سر و دست می شکست برای تایپ کردن. و این شهرام ناظری چه ماه می خواند و همه چیز این دنیا برایم شادی آور است. خوب من هم هم بلدم بخندم و شادی کنم. آی خوشم من..........