بازسازی ساختار
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی:

   لیوان ، پر از آثار انگشت ، کثیف ، تا نیمه پر ازمابع زرد رنگی که مخلوط آب و باقی مانده ی چایی صبح است . توی یه سینی زرد کدر . یه تیکه تلق زوار در رفته تو سینی یه . یه پارچ و یه لیوان سفالی هم هست .

   - اتاق کارت رو خاک گرفته . اینجا رو چن وقت یه بار تمیز می کنن ؟

   - مهم نیس . داریم میریم ساختمون جدید . امروز آخرین روزه .

   - امیدوارم اونجا دیگه این شکلی نباشه .

   - نه ، نیس !

   - خوب ، داری چی کار می کنی ؟ یه سره زل زدی به مانبتور ، خبر هم که نمی ذاری رو سایت . ها ؟

   - دارم خبر می خونم . چن روزیه که این کارو می کنم . می خوام خبر نویسی یاد بگیرم . این همکارم فکر می کنه عرضه شو ندارم . همه ی خرکاری ها رو من می کنم ، آخر سر به اسم اون تموم می شه . اگه خودم خبرها رو کار کنم دیگه نمی تونه سرم زبون داشته باشه . خودم کارا رو انجام می دم خبر ها رو هم به اسم خودم می ذارم رو سایت .

   - بلاخره که چی ! آخرش که هر دو تاتون رو می ندازن بیرون .

   - هیچی . آخه خیلی داره اعصابم رو خورد می کنه . بهش رو بدی می خواد سوار کولت شه .

   - آها ... !