نوروز نامه
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳   کلمات کلیدی:

   تو این بازار شام که آدم نمی تونه درست حسابی فکر کنه و چیز بنویسه . هفت تاشون که دیشب اومدن ، پنج تا هم امروز بعد از ظهر میان . تازه می خوان به یاد جوونی هاشون همگی با هم برن شمال . من هم که حتما باید برم . دختر خوب مامان . باید کار کنم ، ظرف بشورم ، شیطونی هم که حتما ممنوع . تازه اینایی که می خوایم باهاشون بریم سفر هیچ علاقه ای به تاریخ ، جاهای باستانی و معماری ندارن و این یعنی بازدید از اماکن فرهنگی و تاریخی ممنوع . الانم مثلا اومدم تو نت تا مسیر جاده ها و اوضاع آب و هوا و یه سری اطلاعات دیگه رو پیدا کنم جون خودم . راستی الان سومین روز یه سال جدیده و من هیچی برای تبریک سال نو ننوشتم . دیر که شده ولی سال جدید سالی بدون فیلتر ، توقیف ، و دستگیری باشد . سال نو مبارک .