مرغ
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٢   کلمات کلیدی:

   - اعصابمو خرد کردی . د برو گمشو دیگه ، عوضی . نری زنگ می زنم پلیس ها .

   - عصبانی نشو خانمی . ما که چیزی نگفتیم . فقط خواستیم با ما یه گشتی بزنی ، به خدا نمی ذاریم بهت بد بگذره . آخه اون پسره کیه که تو باهاش می پری ؟ حیف تو به این خوشگلی نیست که با کچلی مثل اون می گردی !

   - خفه شو آشغال . یه تار موی گندیده ش به هزار تا آشغال مثل تو می ارزه . تا حالا چن تا دخترو با این زرزرهات خر کردی بعد هم به خاک سیاه نشوندی ؟ ها ؟

   -  به خدا ما با هر در و دافی نمی پریم . اگه بخوایم هزار تاشون زیر دست و پامون ریختن له له می زنن ، اما اونا ارزششو ندارن بخوای وقتتو بخاطرشون تلف کنی . به جون مادرمون ما قصد خیر داریم البت اگه شوما اجازه بدین . 

   - جون خودت . تو اگه آدم بشو بودی با اون دختر مو طلائیه به یه جایی می رسیدی . نمیومدی سراغ یکی دیگه .

   - به هر حال ما که قصدمون خیر بود ولی اگه نظرتون عوض شد ما همیشه تو همین پارک می پلکیم .اینم شومارمون .

   - این که ناخواناست . کاغذ بهتر از این نبود روش بنویسی !