تو شعر نیستی
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢   کلمات کلیدی:

زیرا اگر تو ، تویی

من نیز منم. و این دروغی بیش نیست.

جز ما چیزی باقی نمانده است : زوجی ،

خلاصه شده در فرزندی ،

با سر های فرو رفته در هم ، نه روبرروی یکدیگر

(هم از این روست که هیچیک به آینه ای بدل نگشتیم )

غرق تماشای هم ، خیره به یکدیگر.

 

دیگری : میانجی ، داور ، مرز ه

میان دو تضاد ، شاهد ،

گره ای که پیوند می زند رشته ای گسسته را.

 

دیگری ، سکوت نیازمند صدای

گوینده ،

دیگری ، کلام نیازمند گوش ه

شنونده

دیگری. تنها با دیگری ست که آغاز می شود

انسانیت ، گفت و گو ، و شعر .

    روساریو کاستیانوس

من چون هنوز سواد زیادی ندارم ، نتونستم کسره رو پیدا کنم و مجبور شدم در کمال خنگی جاش (ه) بزارم . اگه کسی می دونه کسره رفته کجا به منم بگه لطفا.