کلمه
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳   کلمات کلیدی:

   مدتها بود قلمم به انتظار کشیده بود کاغذ را. آبستن کلمات بود. کلماتی که فرزند اویند و رویینه تنند. مرگشان به گاهی ست که دلی رانلرزانند به عشق و شور یا برنیندازند بساط ظلمی و وحشتی را. ذاتشان چنین است. پاکند و بی غش تا زمانی که پشت سر هم ردیف می شوند روی ورق کاغذی.پس از آن هم می توانند مرهمی باشند بر زخم دلی و هم زخمی بر دلی.