روزانه ها

   گل های پشت پنجره دارند جان می گیرند. اگر آفتاب بیشتری بهشان می خورد زودتر این جوری می شد. حالا باید بعضی هاشان را از گلدان های کوچک بیرون بیاورم و توی گلدان نو بکارم. اگر می شد خودمان هم به همین راحتی خانه عوض کنیم خوب می شد. گرما دارد نرم نرمک می رود و هوای خنک هم که همیشه منتظرش هستم همین روزها سر می رسد. زندگی خوب پیش می رود, اگر هر روز یکی حرصم را در نیاورد دم مسابقه ی این بچه و تنم را نلرزاند. این یک ماه بیاید و برود یک سال پیر می شوم. از همین حالا باید دنبال کرم دور چشم بگردم!

/ 0 نظر / 14 بازدید