یادداشت های یک دیوانه

توی اتاق تنها نشستم . دست و چشمم با ماوس و مانیتور جدید همخوانی ندارن . هر دو تاشون درد میکنن . بعد از یه قرن شایدم دو قرن ، سکوت و نداشتن اینترنت دوباره دارم مزخرف سرهم میکنم تا منتشر شن ! صدای چرخ گوشت مامان تو آشپزخونه چن تا مزیت داره . یک ، سردرد گرفتن من که کمکم می کنه دانشگاه نرم و خودمو به موش مردگی بزنم . دو ، حواسش به من نیس که هی بگه بلند شو دیرت شد ، باید برام خرید هم بکنی . سه ، فرصت دارم تا این مهملات رو کامل کنم . از اینا که بگذرم ، کلا حال و حوصله ی خلق شاهکارهای ادبی که کار همیشگیم بوده رو ندارم و به همین منظور از دوستان و طرفداران قدرشناسم تقاضا می کنم من رو که حسابی سرم به تحقیقای دانشگام گرمه مورد لطف قرار ندن و هی نامه های رمانتیک نفرستن .   

/ 4 نظر / 14 بازدید
نوستالوژی

سلام.مطالبتونو همیشه می خونم و لذت می برم.منم خاطرات کودکی رو فشرده کردم.خیلیا با دیدنش اشک ریختن - نمی دونم اشک شوق بود یا اشک حسرت..... شاد باشید و خاطره باز

شبح سرگردان

سلام ظاهرا بدجوری افتادی رو دور روزمرگی یه تکونی به خودتو قلمت بده پاینده باشی

نرگس

با 50 هزار تومان فیلمساز شوید!!! وعده هایی که در جشنواره کوثر عملی نشد و باقی قضایا حتما سر بزنید تا ببینید رفتار با یک فیلمساز کوتاه در این مملکت چگونه است!

مانی

دیوونگی بسه! کی قراره برگردی پس؟