بیماری. ۲

این دومین بار بود که تو چند روز گذشته پرواز کردیم سمت بیمارستان. باز مامان خوابه و گیج. بیدار نمی‌شه و دکتر سی‌تی از سر و چند تا آزمایش دیگه نوشته. اوره و قند و نمک و کراتینین و گلبول‌های سفید و عوامل انعقادی و.....

دو ساعت بین انجام آزمایش و آماده شدن نتیجه‌اش زمان هست و من الان تو اون دو ساعت هستم. بابا دور خودش می‌چرخه. صدای بی‌روح زنی هر چند دقیقه یک بار شماره‌ی مریضی رو صدا می‌کنه که بره برای انجام آزمایش. سرده.

بچه خونه‌مون بود و شیرین‌زبونی می‌کرد، با حال بد مامان پژمرد. بعد دو هفته که کار داشتیم و مریضی پیش اومده بود، امروز اومد پیش ما و با اصرار نگهش داشتیم. الان داره برمی‌گرده خونه‌شون. آرزو تو خونه تنهاست و هر ده دقیقه، یک ربع، تماس می‌گیره و حال مامان رو می‌پرسه. نمی‌دونم قراره چه اتفاقی بیافته.

/ 0 نظر / 32 بازدید